نسخهی اصلی فیلم لو رفتهاست؛ همانی که در جشنوارهی فیلم کن اکران شدهاست و، ظاهراً، کارگردان نیز از تمهید نمایش فیلمی که ـــ خصوصاً در شرایط کنونی، و پس از خیزش سال جاری ـــ احتمالاً امکان اکران در سینماها را پیدا نمیکرد، ناراضی نیست. در تلگرام بهسادگی پیدایش میکنید؛ بنابراین، اول فیلم را ببینید و، بعداً، این یادداشت را بخوانید.
فیلمسازی سعید روستایی نسخهی بهتری از فیلمسازی اصغر فرهادیست؛ برخورد دقیقتری با واقعیت، که بهگمانم ناشی از زیست بیواسطهتر او در فضا-زمانی باشد که آن را روایت میکند: روایتگریِ بیاطوار، که واجد نمادهای زیرپوستیست. روستایی البته در این فیلم، برخلاف دو اثر درخشان قبلی، بیشتر بهاین گرایش پیدا کرده که نمادها را درشتتر کند ـــ مثلاً در نمای برخورد برادران لیلا با «پلنگ»ها، و یا برخی دیالوگهای لیلا و علیرضا روی پشتبام.
فیلم در همان فضای «ابدویکروز» نفس میکشد؛ تکنیکهای فیلمسازی روستایی، مثل دیالوگهای پینگپونگی، و تصویرسازی بیپیرایه و گاه اغراقشدهی واقعیت، مانند نمایش قضای حاجت پدر در سینک آشپزخانه، البته بهخوبی کار میکنند ـــ بهجز نورپردازی و تدوین، که اولی چندان طبیعی درنیامده، و دومی برخی بُرشها را بهنحوی نچسبانده که نما یکدست از کار دربیاید. بهجز وجوه تکنیکی، محتوا همان فضا را تداعی میکند.
هم فیلم نخست و هم این فیلم، هر دو، ایرانِ امروز را نمایندگی میکنند؛ خانوادهای که «بزرگتر نداشت» و، اکنون، بهجایی رسیده که بزرگترِ خانواده، برای بزرگیکردن در مالیخولیایی که در آن اسیر شده، حاضر است داروندارش را بهآتش بکشد: از همهی پساندازش، تا آیندهی فرزندانش. ادامهی طبیعیِ ماندن سمیه در «خانه»، و احترازش از هجرتی ناخوا
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
نیروهایی که تا پیش از این مأموریت دیگری داشتند، پس از برد ایران در برابر ولز، مأموریت دیگرشان را در پرانتز گذاشتند، و مأموریت دیگری را اجراء کردند؛ پرچمها را بهاهتزاز درآوردند، و بهشادمانی پرداختند. جمعی از مردمان نیز با ایشان همراه شدند: گروهی واقعاً میخواستند شادمانیشان از برد «تیم ملی» را ـــ فارغ از هر برداشتی که از این مفهوم داریم ـــ ابراز کنند، و گروهی دیگر نیز حس میکردند وظیفه دارند نوعی شادمانی «ملی» را بهنمایش بگذارند؛ بهمانند دیگر وقتهایی که احساس وظیفه میکنند در مناسبتهایی به «خیابان» بیایند، و آن را «تسخیر» کنند، که خیابان، این یگانه عرصهی کنشگری راستین سیاسی در ایران، جای اَغیار نباید باشد؛ چه اَغیار ِ با روسری، و چه اَغیار ِ بیروسری.
گروه دیگری از مردمان نیز در حیرت بودند؛ از یکسو، پیروزی تیمی که دستکم منتسب است بهاین آبوخاک آنها را شادمان کردهبود و، از سوی دیگر، از اینکه شادمان باشند و یا شادمانیشان را ابراز کنند، احساس خوشآیندی نداشتند. آنها در «خیابان» نبودند؛ نمیدانستند کجا باشند: شادمانی پس از برد فوتبال بهمثابه پایکوبی در عزاء کُشتههای میهن نیست؟ جشن خیابانی بهمثابه «آشتی ملی» نیست؟ کاروان خوشحالی بهمثابه گذر از جنگ و رسیدن بهصلح نیست؟ آیا حکومت در برابر معترضان سپر انداختهاست؟ «همه شنگولایم و همهچی عالییه»؟ تیمی که از جیب این ملت نان میخورَد، همدرد آنها نیست؟ تلاش این تیم برای ملت بود، یا برای ملت نبود؟ این تیم تا کجا «ملی»ست؟ اصلاً «ملی» چیست؟
رامین رضاییان هم نمیدانست چه باید بکند: سختکوش و پُرتلاش دوید و بازی کرد، چیزی کم نگذاشت، خودش را بهآبوآتش زد، از خط دفاع بهحمله پیوست، و گُل زد؛ ولی سردرگم بود ـ
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
دیشب بعد از مدتها رفتم سینما، بهتماشای «قهرمان»، و چه تجربهی غریبی را از سر گذراندم؛ گذشته از نفْس ِ سینمارفتن بعد از این همه مدت، در سالنی که تَکوتوک صندلیهایش پُر شدهبود، و هیچکس جرأت نمیکرد هنگام تماشای فیلم چیزی بخورد، که تجربهی دلچسبی بود، خودِ فیلم چنان برای من تکاندهنده بود که ه
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
ـــ تقدیم بهاستادِ دیریافتهام، دکتر حسین غلامی
خیلی فیلمها هستند که داعیهی ادامهیافتن در ذهن تماشاچی را دارند؛ نوعاً پایانی باز دارند که بیننده خودْ تصمیم بگیرد چهپایانی را میپسندد، و برخی هم
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
چند روز دیگر محرّم از راه میرسد؛ بهقول اهل دل: «ارباب صدای قدمت میآید». در طول سالیان درازی که از ۶۱ قمری بدینسو گذشتهاست، مکرر دربارهی حضرت
حسینبن علی
(ع) نوشتهاند: دربارهی اینکه که بود و
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
تا پیش از تماشای مینیسریالی که میخواهم چندخطی دربارهاش بنویسم، تنها سریالی که دیدهبودم «بازی تاجوتخت (Game of Thrones)» بود، و یک مینیسریال بهنام «بلندترین صدا (The Loudest Voice)»، که زندگی ر
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
اگرچه با انبوه خبرهای ضدونقیض بر من ثابت نشد که دونالد ترامپ واقعاً کرونا گرفته یا نه، و اینکه اگر گرفته وضعیت چقدر حاد بودهاست؛ با این حال، مایلام در حاشیهی این خبرها، و بهبهانهی نوشتن از کتاب
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
تقریباً در سالروز ترور
یکی دیگر از شخصیتهای هستهای ایران، یکی دیگر از شخصیتهای این برنامه و، احتمالاً، مهمترینشان را ترور
کردند؛ معلوم هم هست که بهاحتمال زیاد کار اسرائیل بوده، که ید طولایی در
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی
برچسب:
نویسنده: فاطمه محمودی