خرید بک لینک
نسخهی اصلی فیلم لو رفتهاست؛ همانی که در جشنوارهی فیلم کن اکران شدهاست و، ظاهراً، کارگردان نیز از تمهید نمایش فیلمی که ـــ خصوصاً در شرایط کنونی، و پس از خیزش سال جاری ـــ احتمالاً امکان اکران در سینماها را پیدا نمیکرد، ناراضی نیست. در تلگرام بهسادگی پیدایش میکنید؛ بنابراین، اول فیلم را ببینید و، بعداً، این یادداشت را بخوانید. فیلمسازی سعید روستایی نسخهی بهتری از فیلمسازی اصغر فرهادیست؛ برخورد دقیقتری با واقعیت، که بهگمانم ناشی از زیست بیواسطهتر او در فضا-زمانی باشد که آن را روایت میکند: روایتگریِ بیاطوار، که واجد نمادهای زیرپوستیست. روستایی البته در این فیلم، برخلاف دو اثر درخشان قبلی، بیشتر بهاین گرایش پیدا کرده که نمادها را درشتتر کند ـــ مثلاً در نمای برخورد برادران لیلا با «پلنگ»ها، و یا برخی دیالوگهای لیلا و علیرضا روی پشتبام. فیلم در همان فضای «ابدویکروز» نفس میکشد؛ تکنیکهای فیلمسازی روستایی، مثل دیالوگهای پینگپونگی، و تصویرسازی بیپیرایه و گاه اغراقشدهی واقعیت، مانند نمایش قضای حاجت پدر در سینک آشپزخانه، البته بهخوبی کار میکنند ـــ بهجز نورپردازی و تدوین، که اولی چندان طبیعی درنیامده، و دومی برخی بُرشها را بهنحوی نچسبانده که نما یکدست از کار دربیاید. بهجز وجوه تکنیکی، محتوا همان فضا را تداعی میکند. هم فیلم نخست و هم این فیلم، هر دو، ایرانِ امروز را نمایندگی میکنند؛ خانوادهای که «بزرگتر نداشت» و، اکنون، بهجایی رسیده که بزرگترِ خانواده، برای بزرگیکردن در مالیخولیایی که در آن اسیر شده، حاضر است داروندارش را بهآتش بکشد: از همهی پساندازش، تا آیندهی فرزندانش. ادامهی طبیعیِ ماندن سمیه در «خانه»، و احترازش از هجرتی ناخواادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1402 ساعت: 15:13

شبحى در اروپا در گشتوگذار است: شبح کمونیسم. همهی نیروهاى اروپاى کهن، براى تعقیب مقدس این شبح متحد شدهاند: پاپ و تزار، مترنیخ و گیزو، رادیکالهاى فرانسه، و پلیس آلمان. ـــ مانیفست کمونیست، ۱۸۴۸ بهمثابه کمونیسم، که زمانی چونان شبحی در اروپا در گشتوگذار بود، شبحی در ایرانِ امروز هم مشغول گشتوگذار است: شبح آزادیخواهی؛ همهی نیروهای ایرانِ کهن نیز، برای تعقیب «مقدس» این شبح متحد شدهاند: از روحانیان، تا نیروهای نظامی و شبهنظامی و انتظامی؛ از حُکام و دولتمردان، تا احزاب قانونی؛ از نویسندگان مُجاز، تا بولتننویسهای قلمبهمُزد ـــ همگی در تعقیب شبح آزادیخواهی ایرانیاناند. رویدادهای اخیر، بیان دیگری از همان احساسیست که بیش از یکصد سال است در روح مردمان ایرانزمین موج میزدهاست؛ زمانی مردمان بهدنبال «حُرّیت» میگشتند، اکنون فریاد میزنند: «آزادی، آزادی، آزادی»، و تمام مفاهیم و مصادیق مخالف آن را بهریشخند میکشند: در هر زمان با ادبیاتی و بهشیوهای. زمانی برای زدودن آثار استبداد سابق لازم میآمد بهتهران لشگر بکشند؛ امروز شیوهها دیگر شدهاند، چنانکه زمانه دیگر شدهاست. کودک و نوجوان، پیر و جوان، زن و مرد، دختر و پسر، دوشادوش هم، در شهرهای ایران، خیابانها را بهخون خود فرش میکنند؛ بیهراس، خلاقانه، و آزادانه. گاه نیروی سرکوب را بهسُخره میگیرند؛ گاه بهاو ناسزا میگویند؛ گاه با او درگیر میشوند؛ و گاه، جان میدهند. در پیجویی آزادی، انبوهی جوان رعنا، بهزیر خاک کشیدهشدند؛ تنهای لطیفشان تاب گلوله را نیاورد، زخمی شد، و از نفس افتاد ـــ رضوانالله علیهم أجمعین؛ لعنتالله علیالظالمین. در منازعات بیحاصل گروههای ذینفوذ بر سر سهم از «شرکت سفرهی انقلاب اسلامی (ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 21:21

چند ماه است که کشور در تبوتاب بهسر میبرد؛ گوشهگوشهی ایران درگیر اعتراض است، ولی تصویری از فردا خلق نشدهاست. این البته بر دوش نخبگانیست که بیش از هر چیز کوتولهاند؛ نوعاً بهدنبال ایناند که پروژهای بگیرند و رقم موجودی حساب بانکیشان را درشتتر کنند. میانداران رسانهای داخل و خارج، بهجز نصیحت بهحاکمان، و اعتراضهای بیمایه بهپِیرَوی از حاضران در خیابان، چیزی در چَنته نداشتهاند ـــ سهل است: حُضار خیابان عموماً در خلق ادبیات موفقتر عمل کردهاند؛ در حالی که همزمان درگیر سرکوب هم بودهاند، باید نانشان را تأمین میکردهاند، و بهزندگیشان هم میرسیدهاند. بهگمان من بدیهیست که هیچ جنبش اعتراضی، مادامی که رهبری منسجم، سازوکار تصمیمگیری روشن، راهبردها و راهکارهای قابل دفاع، و ساختار پیشرَوی واضح نداشتهباشد، بهنتیجهای جُز ریختهشدن خونهای بیگناه منجر نخواهدشد؛ نظیر همین رویداد را در سال ۸۸ هم بهعینه مشاهده کردیم، که رهبران ـــ بهدلایلی که در مَقالی دیگر باید بِدانها پرداخت ـــ از پذیرش مسئولیت رهبری سر باز میزدند، و بدنه نیز فریاد میکشید که این جنبش رهبری ندارد، و خودگردان بهپیش میرود. همان حرکت هم، بهمانند حرکت نامرئیهای ۹۸، چون از اوصافی که گفتم بهرهای نبردهبود، در برابر سرکوب تاب نیاورد. خلاصه این است که هر حرکتی نیازمند قصه است؛ قصه چارچوب مشخصی دارد، قهرمان دارد، و دیگر اجزائی که بهتفصیل مورد پرداخت قرار میگیرد، تا از کار درآید. هیچیک از حرکتهای پس از انقلاب ۵۷ در تعریفکردن قصهیشان بهدلایل گوناگون توفیقی نداشتهاند؛ در هریک، بهرغم نیات و مقاصد ارزشمندی که دنبال میکردند، دستکم یکی از ارکان قصه مفقود بودهاست، و ناتوانی در برابر سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 21:21

نیروهایی که تا پیش از این مأموریت دیگری داشتند، پس از برد ایران در برابر ولز، مأموریت دیگرشان را در پرانتز گذاشتند، و مأموریت دیگری را اجراء کردند؛ پرچمها را بهاهتزاز درآوردند، و بهشادمانی پرداختند. جمعی از مردمان نیز با ایشان همراه شدند: گروهی واقعاً میخواستند شادمانیشان از برد «تیم ملی» را ـــ فارغ از هر برداشتی که از این مفهوم داریم ـــ ابراز کنند، و گروهی دیگر نیز حس میکردند وظیفه دارند نوعی شادمانی «ملی» را بهنمایش بگذارند؛ بهمانند دیگر وقتهایی که احساس وظیفه میکنند در مناسبتهایی به «خیابان» بیایند، و آن را «تسخیر» کنند، که خیابان، این یگانه عرصهی کنشگری راستین سیاسی در ایران، جای اَغیار نباید باشد؛ چه اَغیار ِ با روسری، و چه اَغیار ِ بیروسری. گروه دیگری از مردمان نیز در حیرت بودند؛ از یکسو، پیروزی تیمی که دستکم منتسب است بهاین آبوخاک آنها را شادمان کردهبود و، از سوی دیگر، از اینکه شادمان باشند و یا شادمانیشان را ابراز کنند، احساس خوشآیندی نداشتند. آنها در «خیابان» نبودند؛ نمیدانستند کجا باشند: شادمانی پس از برد فوتبال بهمثابه پایکوبی در عزاء کُشتههای میهن نیست؟ جشن خیابانی بهمثابه «آشتی ملی» نیست؟ کاروان خوشحالی بهمثابه گذر از جنگ و رسیدن بهصلح نیست؟ آیا حکومت در برابر معترضان سپر انداختهاست؟ «همه شنگولایم و همهچی عالییه»؟ تیمی که از جیب این ملت نان میخورَد، همدرد آنها نیست؟ تلاش این تیم برای ملت بود، یا برای ملت نبود؟ این تیم تا کجا «ملی»ست؟ اصلاً «ملی» چیست؟ رامین رضاییان هم نمیدانست چه باید بکند: سختکوش و پُرتلاش دوید و بازی کرد، چیزی کم نگذاشت، خودش را بهآبوآتش زد، از خط دفاع بهحمله پیوست، و گُل زد؛ ولی سردرگم بود ـادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 21:21

مهمترین پرسش دربارهی فایل صوتی گفتوگوی ظریف این است که چهکسی آن را منتشر کردهاست. دمدستیترین پاسخ این است که این فایل دَرز کردهاست؛ قرینهاش هم این است که گفته میشود یکی از اعضاء گروهی که مسئول تهیهی این تاریخ شفاهی بوده بهایالاتمتحد رفته، و درخواست پناهندگی کردهاست ـــ پاسخی که میتوانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 0:15

مهمترین و، در عین حال، احتمالاً بیمعناترین پرسش این روزها در پیشانی این جُستار درج شدهاست؛ مهمترین از این منظر که با طرحها، موضعگیریها، و اظهارات نمایندگان کنونی مجلس، که فاقد کمترین پایگاه اجتماعی ممکن هستند، معلوم است رأیدادن و رأیندادن هریک از ما تا چهمیزان میتواند بر سرنوشت یکایکماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 0:15

دیشب بعد از مدتها رفتم سینما، بهتماشای «قهرمان»، و چه تجربهی غریبی را از سر گذراندم؛ گذشته از نفْس ِ سینمارفتن بعد از این همه مدت، در سالنی که تَکوتوک صندلیهایش پُر شدهبود، و هیچکس جرأت نمیکرد هنگام تماشای فیلم چیزی بخورد، که تجربهی دلچسبی بود، خودِ فیلم چنان برای من تکاندهنده بود که هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 0:15

حالا که همه دربارهی برنامهی همکاری ۲۵ ساله با چین نوشتهاند، بد نیست ما نیز اشارتی بکنیم؛ شاید بعداً بتوان بِدان استناد کرد؛ خصوصاً با توجه بهاثری که این قرارداد میتواند بر کل روابط بینالملل، و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 16:51

ـــ تقدیم بهاستادِ دیریافتهام، دکتر حسین غلامی خیلی فیلمها هستند که داعیهی ادامهیافتن در ذهن تماشاچی را دارند؛ نوعاً پایانی باز دارند که بیننده خودْ تصمیم بگیرد چهپایانی را میپسندد، و برخی هم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 16:51

چند روز دیگر محرّم از راه میرسد؛ بهقول اهل دل: «ارباب صدای قدمت میآید». در طول سالیان درازی که از ۶۱ قمری بدینسو گذشتهاست، مکرر دربارهی حضرت حسینبن علی (ع) نوشتهاند: دربارهی اینکه که بود و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 16:51

بهعنوان کسی که دستی بر آتش بورس دارد و، از چندین سال پیش از این، از دور و نزدیک با «تالار شیشهای» و نهادهای اطرافش برخورد داشتهاست، سعی میکنم توضیح دهم در این روزهای بورس تهران چه میگذرد؛ با این ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 16:51

تا پیش از تماشای مینیسریالی که میخواهم چندخطی دربارهاش بنویسم، تنها سریالی که دیدهبودم «بازی تاجوتخت (Game of Thrones)» بود، و یک مینیسریال بهنام «بلندترین صدا (The Loudest Voice)»، که زندگی رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 16:51

اگرچه با انبوه خبرهای ضدونقیض بر من ثابت نشد که دونالد ترامپ واقعاً کرونا گرفته یا نه، و اینکه اگر گرفته وضعیت چقدر حاد بودهاست؛ با این حال، مایلام در حاشیهی این خبرها، و بهبهانهی نوشتن از کتابادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 16:51

تقریباً در سالروز ترور یکی دیگر از شخصیتهای هستهای ایران، یکی دیگر از شخصیتهای این برنامه و، احتمالاً، مهمترینشان را ترور کردند؛ معلوم هم هست که بهاحتمال زیاد کار اسرائیل بوده، که ید طولایی درادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: دوشنبه 17 آذر 1399 ساعت: 16:51

هجدهمِ برومر لوئی بُناپارت، یکی از محکهای بررسی روشمند تاریخ برای بهفهمدرآوردن آن است؛ اثر کارل مارکس، یکی از استوانههای اندیشهی سیاسی، که هنوز میتوان با دستگاه فهمی که سالها پیش ارائه کرده تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه محمودی تاريخ: چهارشنبه 18 تير 1399 ساعت: 18:17

صفحه بندی